تبليغاتX
(( خودِ واقعیِ من ))
  • فکرشو بکن.نیم ساعت نشسته بودم تو ایستگاه اتوبوس.فاحشه ی محل هم اون طرف منتظر وایساده بود.فکر کن با محاسبه ی اماری من چند درصد کسایی که براش نگهداشتن جوون بودن؟
  • ده نفر نگهداشتند که هشت تاشون موهاشون سفید بود!
  • ***
  • چقدر بده که یکی بخواد یه چیزیو ازت پنهون کنه ولی تو اون چیزو بدونی و مجبور باشی رول بازی کنی! همین کاری که الان من دارم می کنم.

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384;ساعت 19:5; توسط ME;

  • I
  • NEED
  • TO
  • REST.
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم بهمن 1384;ساعت 9:55; توسط ME;

  • اوه این دیگه نوبره.
  • میشه تو میدون دیدم نباشی؟
  • میشه هر چه زودتر بمیری؟!
  • خواهش بزرگیه؟
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1384;ساعت 14:51; توسط ME; |

  • چقدر حساسیت پیدا کردم به این:
  • نازی جون باغت اباد شه خورشیدت گرم
  • کبکای مست غرورت سینه شون نرم
  • کبکای مست غرورت سینه شون نرم
  • نرم
  • نرم
  • چی جوریاس؟ جنگل خوش می گذره؟
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1384;ساعت 9:8; توسط ME; |

  • من سه شبه که نخوابیدم و به شدت نیاز به سرویس شدن دارم!
  • سرویس = تون آپ!
  • احمدی نژاد : گوش مسئولین را می پیچونم!
  • بعضیا حس تحقیر رو بهم القا می کنن بعضیا حس غرور!
  • گور بابای جفتشون...!
  • بعضیارو هم باید سرویسشون کرد.
  • سرویس= فحش بد!
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384;ساعت 8:25; توسط ME; |

  • ببین خدا...اگر اون جهانی وجود نداشته باشه من وکیل می گیرم و باید بهم غرامت بدی.
  • این احمقا که همه شون دربستند.
  • در بسته ن.
  • اصلا" غرامت نمیخواد یه فکری به حال افراط گراهات کن که تِر زدن به دنیات.
+ نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1384;ساعت 12:30; توسط ME; |

  • بیا برو بابا تو هم حال نداریم
  • کله پوک متاهل.
  • هر خری پیدا میشه فکر میکنه...
  • بیا برو بابا...
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1384;ساعت 13:3; توسط ME; |

  • این اتاق قبلنا اینقدر تنگ نبود...
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1384;ساعت 8:59; توسط ME; |